تبلیغات

تماشای انلاین انیمیشن
در تاریخ 30 جولای 2017 توسط rahafa

دانلود دکلمه جدید رسول فرهادی به نام جغرافیای درد با دو کیفیت 128 و320 همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ

Download New Song by Rasoul Farhadi Called Joghrafiaye Dard

جدیدترین اثر از رسول فرهادی جغرافیای درد

رسول فرهادی جغرافیای درد

متن دکلمه رسول فرهادی جغرافیای درد

 

قفل سکوتم را شگستم باز
از واژه لبریزم کجایی تو
رنگ بهار از خاطرم رفته
همرنگ پاییزم کجایی تو
همرنگ هر چیزی بجز لبخند
غمگین ترین حالت یک آدم
آن اتفاق در اتاقی تو
من اتافقی که نیوفتادم
جسمی بدون روح با من بود
من پیشتر در قصه جان دادم
دیوانه من دیوانه ات بودم
با رفتنم این را نشان دادم
از زندگی خالی شدم اما
خالی شدن از تو میسر نیست
همصحبتی با دکتر اعصاب
از خنده مصنوعی بهتر نیست
من گم شدم من را نمیبینی
قلب تو صد مهمان سرا دارد
سربسته میگویم ولی بی شک
هر واژه ای یک ماجرا دارد
هر واژه ای در من هزاران حرف
بوی جنون دارد گلوی من
گفتم شبیه آینه باشم
شاید بشینی روبه روی من
گفتم ولی تنها فقط گفتم
مقدور من جز ترک عادت نیست
پای زمان بی حرکت است هرچند
این دیر رفتن دست ساعت نیست
از شیطنت ها دم نخواهم زد
چیزی نمیگویم حواسم هست
اما سکوت بی حاصل است
وقتی رنگ رژت روی لباسم هست
در امتداد آن همه بن بست
دیوانه بودن اعترافم بود
آم منزوی بدن برای تو
آن شب نشینی اعتکافم بود
تا خرخره در خود فرو رفتم
با خنده ای بستم دهانم را
از بس تو را با خود صدا کردم
بی حوصله کردم جهانم را
من بغض دارم در دل خنده
با وحشت نیمه شب همزادم
با چرخش این کره ی خاکی
هر شب به شب لعنت فرستادم
شب بدترین تصویر این دنیاست
مرزی میان مرگ و بی رحمی
تو شب به شب غرق هم آغوشی
این بیت سنگین را نمیفهمی
از چشم من شب درد بی پایان
از چشم تو شب بهترین رخداد
من آن زمان از شب بریدم که
از تخت تو پیراهنت افتاد

در فهم شعر من نمیگنجد
مفهوم یک دنیا خود آزاری
آماده بودم از نخستین روز
آماده یک کوچ اجباری
از شانس بد وقتی دلت گیر است
لبریز باران میشود پاییز
وقتی قرار است بد بچرخد باز
بعد از زمستان میشود پاییز
من حکم خود را با تو دل کردم
اما همین دل در نگاه تو
با برگ سر مغلوب بازی شد

آخر تحمل رفت زبان باز شد
از دلم را برملا کردم
از عشق گفتم از خودم از تو
من با خودم با تو چها کردم
نفرین بر دنیای تناقض ها
پیدای من هر لحظه پنهان شد
دیدار تو یک روز قبل از جنگ
آرامش ماقبل طوفان شد
در راه تو تهمت زدن کم بود
با لطف تو این هم میسر شد
بر پیکر بی جان این احساس
تهمت زدن ضربه آخر شد
تهمت نزن ای بیخبر از راه
قبل تو از من کلی دعا کردم
یک آرزوی غیر ممکن را
یک عمر با خود جابجا کردم
تهمت نزن من بد نبودم نه
من هم شبیه تو دلم سر رفت
حرفی زدم از جنس دلتنگی
افسار دل از دست من در رفت
بی احترامی پشت هر خوبی
رسم بدی دارد جهان عشق
در گوش هایم پنبه میباید
وقتی که جاری شد اذان عشق
تب هم نکردی من ولی مردم
ضرب المثل ها را عوض کردم
بد کردی و خوبی جوابت بود
عکس العمل ها را عوض کردم
از متن قصه بی جهت رفتم
در حاشیه خود را مکان دادم
حتی برای هضم این دوری
عمری بغل به خود زمان دادم
مشغول نفرین به خودم بودم
در عمق شب در انتهای درد
دل جای دیگر من خودم جایی
لعنت به این جغرافیای درد
دل جای دیگر من خودم جایی
لعنت به این جغرافیای درد
لعنت به تقویم پر از بی تو
آبان و آذرهای پی در پی
حالا خدا مارا جدا میخواست
اما مدارا با خدا تا کی تا کی

روزه ی شک دار سکوتت را
با یک سلام ساده پرپر کن
با هرکه گفتم از خودم خندید
این خستگی ها را تو باور کن
اطراف تو جان میدهد یک مرد
بیرون بیااز لاک خودخواهی
بر سنگ قبر خاطرات من
آبی بزن دستی بکش گاهی
تسلیم محضم ضربه ها با تو
له کن بسوزان زیرو رو کن باز
پایان ندارد قصه این عشق
من حاضرم بانو شروع کن باز
من حاضرم اما تو غایب باش
جدی نگیر این آرزوها را
معذورم از اینکه تمام عمر
سمت تو بردم گفتگوها را
تو اقتضای بودنت این است
در من فقط دلواپسی باشی
شاعر شدن کار زیادی نیست
وقتی تو معشوق کسی باشی

صد مثنوی در چشم تو خواب است
توصیف تو تکلیف دفتر شد
من در سکوتم پرسه خواهم زد
این دکلمه آهنگ آخر شد
من در سکوتم پرسه خواهم زد
تو در خیابان پابه پای او
من غرق لالایی برای خویش
تو خواب رفتی با صدای او
درهم ترین آرزوی دیروز امروز من شد
تازه با اغماض توجیه نکن
توجیه نکردم من این قصه از آغاز
مردی که در تاریخ تو جا ماند
این روزها در خود گرفتار است
سهمی ندار از کسی چیزی
تنها فقط وارث خودکار است
این زندگی عرصه ممکن هاست
من غیر ممکنمو منحوس
از آن صبوری ها چه دارم جز
یک عشق نافرجام نامحسوس
ای دل تمام خاطراتت را
با نیشخندی ساده کتمان کن
قدری تحمل پشت پاهارا
جسم مرا قالی کرمان کن
کنج سکوتت با خودت بنشین
از واهمه از عقدهها پر باش
چیزی نگو در دل بریز اما
از صبر بی اندازه دلخور باش
از عمق باور های فرسوده
راهی به سمت زندگی وا کن
تقویم اگر بر روی بهمن ماند
با سردی خانه مدارا کن
از کوچه تاریک دل بستن
بیرون بزن مرد خیابان باش
ای دل به من نه به خودت برگرد
از مرگ تدریجی هراسان باش

پخش آنلاین دکلمه جغرافیای درد از رسول فرهادی

دانلود آهنگ - ( کیفیت عالی 320 )دانلود آهنگ - ( کیفیت خوب 128 )

 

دانلود همین آهنگ از طریق تلگرام سایت (کلیک کنید)

آموزش دانلود : روی لینک های بالا کلیک راست کرده و گزینه save link as را بزنید و در مسیر دلخواه ذخیره کنید

در اندروید بر روی لینک ها نگه دارید تا منو باز شود و گزینه save link را بزنید

برچسب های نوشته

تبلیغات

کانال تلگرام شیرازسانگاز آخرین آهنگ ها بهره مند شوید...

تبلیغات

دانلود همین فایل از طریق تلگرام (رایگان)